دونالد ترامپ با پیروزی در کارزار انتخاباتی ریاست جمهوری آمریکا یک کار غیرممکن را ممکن کرد. با این حال، به محض این که به عنوان چهل و پنجمین رئیس جمهور آمریکا وارد کاخ سفید شود، باید این معجزه‎گری را با یافتن راه کاهش پرداخت مالیات در آمریکا تکرار کند؛ کاری که یکی از اصلی‎ترین وعده‎های کمپین انتخاباتی‎اش بود و صدها میلیون آمریکایی منتظر هستند تا عملی شود.

 

به گزارش پایگاه اطلاع‎رسانی انجمن حسابداران خبره ایران، اکانتینگ تودی (Accounting Today)، در همین ارتباط، روز گذشته پس از مشخص شدن نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و شگفتی مردم سرتاسر جهان از انتخاب قاطع دونالد ترامپ – مولتی میلیاردری که حتی یک روز هم مقام سیاسی نداشته است – یادداشتی را با عنوان «چالش مالیاتی ترامپ: یافتن راهی برای دریافت مالیات کمتر» به قلم راجر راسل منتشر کرد. ترجمه این یادداشت از سوی پایگاه اطلاع‎رسانی انجمن حسابداران خبره ایران به شرح زیر در اختیار علاقهمندان قرار داده می‎شود. نقل این ترجمه به نقل از پایگاه اطلاع‎رسانی انجمن حسابداران خبره ایران بلامانع است.

 

  «چالش مالیاتی ترامپ:  یافتن راهی برای دریافت مالیات کمتر»  

راجر راسل، چهارشنبه، 9 نوامبر 2016

دونالد ترامپ حالا با پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا غیرممکنی را ممکن ساخته است. ولی به محض این که دفتر محل کارش را تحویل بگیرد ناچار است این معجزه را با یافتن راهی برای کاهش پرداخت مالیات همه اشخاص حقیقی و حقوقی در آمریکا دوباره تکرار کند. این کاری است که ترامپ بارها و بارها در طول کمپین تبلیغاتی‎اش قول داده است محقق کند. با این حال، کارشناسان مالیاتی آمریکا معتقدند برنامه پیشنهادی ترامپ مبهم است، و راه حل مشخصی برای اجرای آن اعلام نشده است. علاوه بر این، اصلاحات گسترده‎ای که ترامپ برای بازنگری قانون مالیاتهای آمریکا پیشنهاد داده است، قطعاً توسط بخش‎های مختلف حزب جمهوری‎خواه که با وی هم عقیده نیستند با محدودیت مواجه خواهد شد.

دین زرب، مدیر بخش داخلی (ملّی) موسسه خدمات مشاوره مالیاتی "الیینت‎گروپ" (alliantgroup) و کنسول ارشد سابق کمیته مالی سنای آمریکا می‎گوید: برنامه پیشنهادی ترامپ سرراست است. او می‎خواهد مالیات را کاهش بدهد. ولی مردم فراموش می‎کنند که بخش نه چندان ناچیزی از جمهوری‎خواهان نگران کسری بودجه هستند، و برنامه فعلی ترامپ کسری بودجه را تشدید خواهد کرد. به همین دلیل، دیدن مذاکرات بین نمایندگان جمهوری‎خواه مجلس نمایندگان با یک رئیس جمهور جمهوری‎خواه که اشتیاقاش برای کاهش مالیات از آنان بیشتر است، جالب خواهد بود.

 

زرب پیش‎بینی می‎کند، بر مبنای مصالحه‎ای که به ناچار اتفاق خواهد افتاد، نرخ مالیات بر درآمد افراد (اشخاص حقیقی) کاهش می‎یابد، نرخ مالیات بر درآمد شرکت‎ها کمتر از پیشنهاد ترامپ کاهش می‎یابد، و نرخ مالیات املاک نیز بدون تغییر خواهد ماند.

 

افراد دیگری نیز درباره مشکلات پیش روی پیشنهادهای ترامپ صحبت کرده‎اند. از آن جمله می‎توان به اظهارات تام ویل‎ورایت، بنیان‎گذار و مدیرعامل موسسه حسابداری "پروویژن" (ProVision) اشاره کرد که می‎گوید: اجرای برنامه ترامپ منجر به کاهش‎ شدید درآمدهای مالیاتی خواهد شد که در حال حاضر توسط صنایع بسیاری پرداخت می‎شوند. مگر این که او قصد داشته باشد این کار را به بهای افزایش کسری بودجه انجام بدهد. ویلورایت هشدار می‎دهد: هر گونه اعمال تغییرات اساسی در مالیات‎ستانی عواقب ناخواسته‎ای خواهد داشت.

 

او می‎افزاید: به عنوان مثال، عواقب ناخواسته برنامه مالیاتی ریگان (چهلمین رئیس جمهور آمریکا، 1981 تا 1989) شکست در پس‎انداز و وام‎دهی و زیان هنگفت مالکان املاک و مستغلات بود. به گونه‎ای که کاهش ارزش املاک و مستغلات در نتیجه وضع قانون مالیاتهای سال 1986 در آمریکا بسیار بیشتر از کاهش ارزش املاک و مستغلات در سال‎های 2009 و 2010 در نتیجه شکست اوراق رهنی بود.

 

ویلورایت تاکید می‎کند: تا زمانی که ندانیم ترامپ مالیات‎ها را از چه محلی می‎خواهد کاهش بدهد، متوجه نمی‎شویم که کدام صنایع از این کار تاثیر خواهند پذیرفت. فقط تنها چیزی که می‎دانیم این است که هر زمان تغییرات زیادی در معافیت‎های مالیاتی اعمال شود، این کار قطعا پیامدهای ناخواسته‎ای نیز در پی خواهد داشت.

 

کارشناسان می‎گویند حتی اعمال تغییرات ناچیز در معافیت‎های مالیاتی نیز میتواند گرفتاری‎های پیچیده مالیاتی در پی داشته باشد. راجر هریس، رئیس موسسه مشاوره مالیاتی "پاجت بیزینس سرویسز" (Padgett Business Services) و از رئیسان پیشین شورای مشورتی سازمان امور مالیاتی آمریکا می‎گوید: کاهش نرخ‎های مالیاتی، یا افزایش معافیت‎ها، یا افزایش دوره  پرداخت در حرف ساده به نظر می‎رسد. ولی در عمل وقتی که می‎خواهید این برنامه‎ها را در قوانین و مقررات مالیاتی وارد کنید پیچیدگی‎های بسیاری پیش می‎آید. مثلاً، اگر شما تصمیم بگیرید برای هزینه‎های نگهداری کودکان معافیت مالیاتی در نظر بگیرید، ناچار خواهید شد ده‎ها صفحه مقررات مربوط به آن را تصویب و اجرایی کنید.

 

برخی از جزئیات طرح ترامپ

جولین فورتونا، شریک موسسه خدمات مشاوره‎ای "تیلور انگلیش" (Taylor English) می‎گوید: برنامه‎های ترامپ از همان رویکرد سنتی جموری‎خواهان در کاهش مالیات اشخاص حقیقی و حقوقی با هدف تحریک رشد اقتصادی پیروی می‎کند. انتظار می‎رود کاهش نرخهای مالیاتی موجب تحریک اقتصاد شود. زیرا بنگاه‎های تجاری و مشتریان این تخفیف‎های مالیاتی را صرف خرید کالاها و خدمات خواهند کرد.

 

به گفته کتی مولر، مدیر امور مالیاتی موسسه خدمات مشاوره‎ای "پیپلز تکس اینکام" (Peoples Income Tax) ترامپ در برنامه خود خواستار دریافت مالیات کمتر در همه زمینه‎ها است. او می‎خواهد قانون مالیات‎ها را مورد تجدیدنظر اساسی قرار دهد. مولر می‎افزاید: در برنامه ترامپ مالیات‎دهندگان به سه گروه کلی تقسیم می‎شوند؛ و بیشترین کاهش مالیاتی نیز شامل حال کارگران متاهل و دارای فرزند از طبقه متوسط خواهد شد. نرخ‎های مالیاتی 12 درصد، 25 درصد، یا 33 درصد می‎شود. نرخ مالیات کسب‎وکارها را هم می‎توان تا 15 درصد کاهش داد.

 

به عنوان مثال، ترامپ قانون حفاظت از بیمار و مراقبت مقرون به صرفه را لغو خواهد کرد. در نتیجه، اضافه مالیات تامین اجتماعی (موسوم به Medicare Tax)، مالیات درآمد سرمایهگذاری خالص، مالیات غیرمستقیم دستگاه‎های پزشکی، و مالیات بیمه‎های تکمیلی درمان پرهزینه (موسوم به مالیات کادیلاک) مالیات حذف خواهد شد.

 

در طرح ترامپ، همچنین، لغو مالیات املاک پیشنهاد شده است. ولی طبق برنامه وی بر سود سرمایه‎ای تحقق نیافته بالای 10 میلیون دلار حاصل از نگهداشت املاک مالیات بسته می‎شود.

 

منبع: اکانتینگ تودی (Accounting Today) – مشاهده متن اصلی

ترجمه: پایگاه اطلاع‎رسانی انجمن حسابداران خبره ایران

در مقدمه پرونده امروز باشگاه اقتصاددانان روزنامه دنیای اقتصاد میخوانیم: «آینده بزرگ‌ترین اقتصاد جهان ]آمریکا[موضوعی است که این روزها ذهن بسیاری را به خود مشغول کرده است. در حالی که کمتر از یک ماه به زمان انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده، تردیدها درباره آینده اقتصاد این کشور در حال افزایش است. "دونالد ترامپ"نامی است که می‌تواند به کابوس اقتصاددانان و سرمایه‌داران آمریکایی بدل شود. بسیاری از آنها اعتقاد دارند او اهدافی را در سر دارد که می‌تواند ثبات و پیشرفت را از اقتصاد آمریکا و در نتیجه اقتصاد جهان بگیرد. شاید همین ترس از تراژدی ترامپ بود که "باراک اوباما"را به نوشتن یادداشتی بلند بالا و کم‌سابقه در مجله اکونومیست واداشت. پرونده امروز باشگاه اقتصاددانان به بررسی دقیق‌تری از وضعیت پیش‌روی اقتصاد آمریکا پرداخته و تحلیل «اوباما» را درباره مسیر آینده اقتصاد این کشور ارائه می‌کند.» متن کامل سه یادداشتمنتشر شده در این پرونده به نقل از روزنامه دنیای اقتصاد شماره 3893 مورخ دوشنبه، 3 آبان 1395 به شرح زیر ارائه میشود:


«تهدید سیاست‌های پوپولیستی»

باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا

 

این روزها هر کجا بروم، در داخل یا خارج از کشور، مردم از من چنین سوالاتی می‌پرسند: در سیستم سیاسی آمریکا چه اتفاقی می‌افتد؟ چگونه یک کشور که شاید بیش از هر کشور دیگر از مزایای مهاجرت، تجارت و نوآوری در فناوری بهره‌مند است به‌طور ناگهانی، ضدمهاجر، ضد حمایت از تولیدات و ضدنوآوری می‌شود؟ چرا برخی در سمت چپ و حتی بیشتر در سمت راست یک پوپولیسم خام را در آغوش گرفته‌اند که وعده بازگشت به گذشته‌ای را می‌دهد که ممکن نیست و هرگز وجود خارجی نداشته است؟

 

این درست است که اضطراب خاصی در مورد نیروهای جهانی شدن، مهاجرت، فناوری و حتی تغییر آن در آمریکا فراگیرشده است، اما اینها چیز جدیدی نیست و بی‌شباهت به نارضایتی گسترده در سراسر جهان نمی‌باشد که اغلب در شک و تردید نسبت به نهادهای بین‌المللی، موافقتنامه‌های تجارت و مهاجرت آشکارند. حتی می‌توان آن را در رای اخیر بریتانیا به ترک از اتحادیه اروپا و ظهور احزاب پوپولیستی در سراسر جهان دید. بسیاری از این نارضایتی‌ها با ترسی که اساسا اقتصادی نیست، هدایت می‌شوند. احساسات ضدمهاجر، ضدمکزیکی، ضداسلامی و ضدپناهندگی ابراز شده امروز توسط برخی آمریکایی‌ها، منعکس‌کننده بومی‌گرایی گذشته از قبیل و اغتشاشات سال 1798، جاهلان اواسط قرن 1800 میلادی، احساسات ضدآسیایی در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم و تمام دوره‌هایی است که به آمریکاییان گفته شد می‌توانند شکوه گذشته را بازگردانند، اگر مردم برخی گروه‌ها یا ایده‌هایی را بپذیرند که تهدیدی برای آمریکای تحت‌کنترل است، دوباره شاهد آن دوران خواهیم بود.

 

بنابراین جای تعجب نیست که بسیاری پذیرای استدلالی هستند که با تقلب در بازی همراه است. این سرخوردگی را بیشتر از همه سیاستمدارانی دامن زده‌اند که در واقع مشکل را به جای بهتر کردن، بدتر می‌کنند، مهم است که به یاد داشته باشید، سرمایه‌داری بزرگ‌ترین هدایت‌کننده رفاه و فرصتی بوده که جهان تا به حال شناخته است. در طول 25 سال گذشته، نسبت افرادی که در فقر شدید به‌سر می‌بردند از نزدیک 40 درصد به کمتر از 10 درصد کاهش یافته است. در سال گذشته، خانواده‌های آمریکایی از بیشترین افزایش درآمد در سابقه خود برخوردار بوده و نرخ فقر کاهشی سریع‌تر از هر زمان از سال 1960 را داشته است. در این شرایط دستمزد واقعی سریع‌تر در طول این چرخه کسب و کار بیش از هر سال - از سال 1970 به بعد - افزایش یافته است. این دستاوردها بدون جهانی شدن و انتقال فناوری امکان‌پذیر نمی‌باشند که همواره برخی از اضطراب‌ها را در پشت بحث سیاسی فعلی ما هدایت می‌کنند.  این پارادوکسی است که امروز جهان ما را تعریف می‌کند. جهان در حال‌حاضر موفق‌تر از همیشه است و در عین حال جوامع ما هنوز با عدم اطمینان و ناراحتی مشخص می‌شوند، بنابراین ما یک انتخاب داریم؛ عقب‌نشینی به اقتصاد بسته و قدیمی گذشته یا فشار رو به جلو با اذعان به نابرابری که با جهانی شدن ایجاد شده، در حالی که متعهد به ساخت اقتصاد جهانی بهتر برای همه مردم است و نه فقط برای کسانی که در موقعیت و وضعیت خوبی هستند.

 

 نیرویی برای خوب بودن

انگیزه سود می‌تواند یک نیروی قدرتمند در جهت منافع مشترک و هدایت کسب و کار برای ایجاد محصولاتی باشد که مصرف‌کنندگان در مورد آنها دیوانه هستند یا در بانک‌ها برای قرض دادن به کسب و کار‌های در حال رشد ایجاد انگیزه می‌کند. اما به خودی خود، این به رفاه و رشد گسترده مشترک منجر نمی‌شود. برای اقتصاددانان از دیرباز شناخته شده است که بازارهایی که تنها متکی به ابزارهای خود هستند، شکست می‌خورند. این از طریق گرایش به سمت انحصار و رانت‌جویی اتفاق می‌افتد، مثلا شکست کسب و کارها، به خاطر تاثیری که شرکتی دیگر از طریق آلودگی بر یک کسب و کار می‌گذارد یا با نابرابری اطلاعات می‌توانند مصرف‌کنندگان را نسبت به محصولات خطرناک آسیب‌پذیر ساخته و مجبور به ترک بیمه درمانی بیش از حد گران کنند.

 

اساسا یک سرمایه‌داری که توسط افراد معدودی شکل گرفته، تهدیدی برای همه است. اقتصادی موفق‌تر است که فاصله بین فقیر و غنی را که به‌طور گسترده رشد کرده، از بین ببرد. جهانی که در آن یک درصد از بشریت به اندازه 99 درصد دیگر کنترل ثروت را در دست دارند، هرگز پایدار نخواهد بود. شکاف بین فقیر و غنی جدید نیست اما بیشتر به چشم می‌خورد، هنگامی که یک کودک زاغه‌نشین می‌تواند آسمانخراشی را در نزدیکی خود ببیند و تکنولوژی اجازه می‌دهد تا هرکسی با یک گوشی هوشمند ببیند که ممتازترین‌ها چگونه زندگی می‌کنند. افزایش سریع‌تر انتظارات از دولت‌ها و حس بی‌عدالتی غالب، ایمان مردم در نظام را تضعیف می‌کند. بدون اعتماد، سرمایه‌داری و بازار نمی‌توانند به ارائه دستاوردهای خود همانند قرون گذشته ادامه دهند.

 

پیشرفت بیشتر نیاز به شناختن این مطلب دارد که اقتصاد آمریکا یک مکانیزم بسیار پیچیده است. همان‌طور که برخی از اصلاحات رادیکال‌تر می‌توانند در حالت انتزاعی جذاب‌تر باشند اقتصاد یک مفهوم انتزاعی نیست. به سادگی نمی‌توان برای طراحی مجدد عمده‌فروشی و برگشت به عقب‌بدون عواقب واقعی برای مردم اقدام کرد. در عوض، بازسازی ایمان و اعتقاد به اینکه مردم سختکوش آمریکا می‌توانند در راس قرار بگیرند نیازمند پرداختن به چهار چالش عمده ساختاری است: تقویت رشد بهره‌وری، مبارزه با افزایش نابرابری، اطمینان حاصل کردن از اینکه هر فردی که به دنبال کار است، می‌تواند یک کار به‌دست آورد و در آخر ایجاد اقتصادی انعطاف‌پذیر که لازمه رشد آینده است.

 

اول، در سال‌های اخیر، ما به پیشرفت‌های فناوری باورنکردنی از طریق اینترنت، پهنای باند تلفن همراه و دستگاه ها، هوش مصنوعی، روباتیک، مواد پیشرفته، بهبود در بهره‌وری انرژی و پزشکی دست یافته‌ایم. اما در حالی که این دست نوآوری‌ها زندگی را تغییر داده‌اند، هنوز افزایش در رشد بهره‌وری به‌طور چشمگیر محسوب نمی‌شوند. در طول دهه گذشته، آمریکا از سریع‌ترین رشد بهره‌وری در G7 برخوردار بوده است، اما این میزان در سراسر اقتصادهای پیشرفته کاهش یافته است. بدون رشد اقتصادی سریع‌تر، ما قادر به تولید و افزایش دستمزدها که مردم می‌خواهند نیستیم، صرف‌نظر از اینکه چگونه ما کیک اقتصاد را تقسیم کنیم.

 

بازگرداندن پویایی اقتصادی

یک دلیل اصلی رکود اخیر در بهره‌وری، کمبود سرمایه‌گذاری‌های دولتی و خصوصی در بخشی از بحران مالی بوده است. اما آن نیز با محدودیت‌های خود ما ایجاد شده است: یک ایدئولوژی ضد مالیات که تقریبا تمام منابع مالی عمومی جدید را رد کرد، کسری در هزینه‌های معوق ما که در حال رسیدن به فرزندان ما است را رقم زد.ما همچنین می‌توانیم به سرمایه‌گذاری خصوصی و نوآوری با انجام اصلاحاتی در مالیات کسب و کار، کمک کنیم که باعث کاهش قیمت‌ها و رفع نقاط ضعف شده و در عین حال سرمایه‌گذاری‌های عمومی در تحقیق و توسعه عمومی داشته باشیم. سیاست‌های متمرکز بر آموزش هر دو برای افزایش رشد اقتصادی و برای حصول اطمینان از آن است که به‌طور گسترده به اشتراک گذاشته شده و حیاتی هستند. این شامل همه چیز، از تقویت بودجه برای آموزش و پرورش از دوران اولیه کودکی تا مقاطع تحصیلی بالا، ساخت کالج مقرون به صرفه‌تر و گسترش آموزش‌های شغلی با کیفیت بالا می‌شود. افزایش بهره‌وری و دستمزد نیز بستگی به ایجاد یک مسابقه جهانی با بهترین قوانین برای تجارت دارد.

 

در حالی که برخی جوامع از رقابت خارجی رنج می‌برند، تجارت به اقتصاد ما بسیار بیشتر از آنکه آسیب برساند کمک کرده است. صادرات کمک کرد ما از رکود اقتصادی خارج شویم. شرکت‌های آمریکایی که صادرات دارند، با توجه به گزارش‌های شورای مشاوران اقتصادی، حقوق کارمندان خود را تا 18 درصد بیش‌از شرکت‌هایی که صادرات انجام نمی‌دهند، افزایش داده‌اند. بنابراین، من تلاش خود را در کنگره برای تصویب مشارکت در تجارت ترانس آتلانتیک و اقیانوس آرام و سرمایه‌گذاری با اتحادیه اروپا خواهم کرد. این موافقت و اجرای تجارت، زمین بازی را برای کارگران و کسب و کار‌ها به‌طور یکسان در یک سطح فراهم می‌کند.

 

دوم، در کنار کاهش بهره‌وری و نابرابری در بیشتر اقتصادهای پیشرفته، این مشکل با افزایش بیشتر در ایالات متحده همراه بوده است. در سال 1979، یک درصد از خانواده‌های آمریکایی 7 درصد از کل درآمدها را پس از کسر مالیات دریافت می‌کردند و تا سال 2007، سهم آنها بیش از 17 درصد شده بود. این چالش‌ها در جوهره و ماهیت آمریکایی‌ها به‌عنوان مردم است. ما به موفقیت قبل غبطه نمی‌خوریم، ما آرزوی آن را داریم و کسانی که آن را به دست آوردند، تحسین می‌کنیم. در واقع، ما اغلب نابرابری را بیش از بسیاری از کشورهای دیگر پذیرفته‌ایم، زیرا ما متقاعد شده‌ایم که با کار سخت، می‌توانیم خود را بهبود بخشیده و تماشا کنیم که کودکان ما حتی این کار را بهتر انجام می‌دهند.

 

آمریکا نشان داده که پیشرفت ممکن است. در سال گذشته، دستاوردهای درآمد برای خانواده‌های پایین و متوسط در توزیع درآمد از افراد در بالا بزرگ‌تر بود. در دولت من، سهم درآمدی برای خانواده‌های پایین در توزیع درآمد، 18 درصد تا سال 2017 افزایش خواهد یافت، در حالی که پیش‌بینی می‌شود نرخ مالیات افزایش یافته خانواده‌ها با درآمدی بیش از 8 میلیون دلار در هر سال (1/ 0 درصد بالای جامعه) بر اساس محاسبات وزارت خزانه داری، به نزدیک به 7 درصد برسد. در حالی که بالای یک درصد از خانواده‌‌ها در حال حاضر سهم عادلانه خود را دریافت می‌کنند، با تغییرات مالیاتی تصویب شده در طول دولت من، سهم درآمد دریافت شده توسط همه خانواده‌های دیگر بیش از تغییرات مالیاتی در هر دولت قبلی از حداقل سال 1960 افزایش یافته است.

 

حتی این تلاش‌های انجام شده نیز کم و کوچک هستند. در آینده، ما حتی باید در تصویب اقدامات برای معکوس کردن دهه‌های طولانی افزایش نابرابری، جدی‌تر عمل کنیم. اتحادیه‌ها باید نقش مهمی بازی کنند. آنها به کارگران کمک می‌کنند تا سهم بزرگ‌تری را از کیک اقتصاد داشته باشند. اما آنها باید به اندازه کافی برای انطباق با رقابت‌های جهانی انعطاف‌پذیر شوند. افزایش حداقل دستمزد فدرال، گسترش اعتبار مالیاتی درآمد کسب شده برای کارگران بدون فرزندان وابسته، محدود کردن معافیت‌های مالیاتی برای افراد پردرآمد، جلوگیری از قیمت‌های بالای کالج برای دانش آموزان سختکوش و حصول اطمینان از دستمزد برابر مردان و زنان برای کار برابر به حرکت ما در مسیر درست کمک می‌کنند. سوم، یک اقتصاد موفق نیز به فرصت‌های معنی‌دار کار برای هر کسی که یک کار می‌خواهد، بستگی دارد.

 

با این حال، آمریکا با کاهش طولانی مدت مشارکت کارگران میانسال مواجه شده است. در سال 1953، تنها 3درصد از مردان بین 25 تا 54 سال به‌عنوان نیروی کار بودند. امروز، میزان آنها 12 درصد است. در سال 1999، معادل 23 درصد از زنان میانسال نیروی کار بودند. امروز، آنها 26 درصد هستند. مردم با پیوستن به نیروی کار در اقتصاد در حال تقویت، پیری و بازنشستگی و انفجار جمعیت را پس از پایان سال 2013 جبران کردند و نرخ مشارکت ثبات یافت، اما روند نامطلوب طولانی مدت معکوس نشد. بیکاری غیرارادی باعث از بین رفتن رضایت از زندگی، عزت نفس، سلامت جسمی و مرگ و میر می‌شود. این با افزایش ویرانگر مواد مخدر و افزایش مرگ و میر از مصرف بیش از حد و خودکشی در میان آمریکایی‌‌های بدون تحصیلات دانشگاهی در ارتباط است، گروهی که در آن مشارکت نیروی کار با شتاب کاهش یافته است.

 

راه‌های بسیاری برای نگه داشتن آمریکایی‌های بیشتر در بازار کار وجود دارد. هنگامی که آنها در زمان‌های سختی و بیکاری هستند. این راه‌ها شامل بیمه دستمزد برای کارگرانی می‌شود که نمی‌توانند یک کار جدید با دستمزدی همانند کار قبلی خود پیدا کنند. افزایش دسترسی به انجمن‌های کالج با کیفیت بالا، مدل‌های آموزشی شغلی و کمک به یافتن شغل جدید به این مشکل کمک می‌کند. به‌طوری که بیمه بیکاری در دسترس همه کارگران باشد.  مرخصی تضمین شده و همچنین دسترسی بیشتر به مراقبت از کودکان با کیفیت بالا و یادگیری، به انعطاف‌پذیری کارمندان و کارفرمایان کمک می‌کند. اصلاحات در سیستم کیفری و عدالت و پیشرفت برای ورود مجدد نیروی کار در کسب حمایت از جانب هر دو حزب موفق بوده و مشارکت را نیز بهبود می‌بخشند و در صورت تصویب، یک بنیاد قوی‌تر ایجاد می‌کنند.

 

ایجاد یک بنیاد مستحکم

در نهایت، بحران مالی دردناک از ضرورت ایجاد اقتصادی مقاوم‌تر حکایت دارد که به‌طور پایدار رشد می‌کند و بدون غارت آینده وضعیت کنونی را بهبود می‌بخشد. دیگر نباید جای هیچ شکی وجود داشته باشد که بازار آزاد تنها زمانی رشد می‌کند که قوانین برای محافظت در برابر شکست سیستماتیک وجود داشته باشند و از رقابت عادلانه اطمینان دهند. اصلاحات پس از بحران وال‌استریت، سیستم مالی ما را با ثبات‌تر ساخته و از رشد بلندمدت، از جمله سرمایه بیشتر برای بانک‌های آمریکایی، اتکای کمتر بر تامین مالی کوتاه‌مدت و نظارت بهتر برای طیف وسیعی از موسسات و بازار حمایت می‌کنند. موسسات مالی بزرگ آمریکا دیگر همانند قبل به‌طور آسان بودجه دریافت نمی‌کنند، زیرا از شواهد معلوم است که بازار به‌طور فزاینده می‌داند آنها دیگر «برای شکست بیش از حد بزرگ هستند» و ما برای اولین بار از نوع نظارت بر اداره و حمایت مالی مصرف‌کننده در موسسات مالی پاسخگو استفاده می‌کنیم، بنابراین مشتریان آنها می‌توانند وام بگیرند و با شرایط روشن بازپرداخت را انجام دهند.

 

اما حتی با تمام این پیشرفت‌ها، بخش‌های سیستم بانکی هنوز هم آسیب‌پذیر بوده و سیستم امور مالی مسکن هنوز اصلاح نشده است. افراد در دفاع از اصلاحات بیشتر اغلب از پیشرفت ما چشم‌پوشی کرده و به جای آن محکوم کردن سیستم را به‌عنوان یک کل انتخاب می‌کنند. آمریکایی‌ها باید بحث کنند که چگونه به بهترین نحو این قوانین را بسازند، اما انکارناپذیر است که پیشرفت ما را آسیب‌پذیر‌تر کرده تا اینکه آسیب‌ناپذیر کند. آمریکا نیز باید کارهای بیشتری به منظور آماده شدن برای شوک‌های منفی انجام دهد؛ قبل از اینکه آنها رخ دهند. با نرخ بهره پایین امروز، سیاست مالی باید نقش بزرگ‌تری در مبارزه با رکود آینده بازی کند. سیاست‌های پولی نباید بار کامل ثبات اقتصاد ما را تحمل کنند. متاسفانه، اقتصاد خوب را می‌توان با سیاست بد باطل کرد. دولت من انبساط مالی بسیار بیشتری را از دوره نقاهت بعد از بحران فراهم کرد، بیشتر از دوجین صورتحساب 4/ 1 تریلیون دلاری در حمایت اقتصادی از سال 2009 تا 2012 را ارائه کردیم، اما با کنگره برای هر اقدام به منظور گسترش انرژی صرف مبارزه کردم. من به دنبال برخی از بسط‌ها نبودم و کنگره ریاضت اقتصادی بر اقتصاد را قبل از موعد مقرر با تهدید به بدهی تاریخی، تحمیل کرد.

 

جانشینان من نباید برای اقدامات اضطراری مبارزه کنند. در عوض، باید برای حمایت از خانواده‌ها در برابر سخت‌ترین ضربه و از اقتصاد، مانند افزایش خودکار بیمه بیکاری مبارزه کنند. در نهایت رشد اقتصادی پایدار نیاز به تغییرات جدی آب و هوا دارد. در طول پنج سال گذشته، مفهوم بده‌بستان بین رشد و کاهش انتشار آلودگی، نادیده گرفته شده است. آمریکا انتشار آلودگی در بخش انرژی را 6 درصد کاهش داده است، حتی زمانی که اقتصاد ما تا 11 درصد رشد داشته است. پیشرفت آمریکا نیز در توافق تاریخی آب و هوای پاریس تسریع ایجاد کرده که بهترین فرصت برای نجات سیاره و کمک به نسل‌های آینده است.

 

«چشم‌انداز آینده رشد»

لورتا مستر، رئیس و مدیر اجرایی فدرال رزرو در کلیولند

 

اقتصاد آمریکا از زمان بحران مالی که با سیاست‌های پولی حمایتی فوق‌العاده‌ای پشت سر گذاشته شد، تا کنون شاهد رشد قابل توجهی بوده‌است. ما در درون وضعیت اشتغال کامل یا نزدیک به آن هستیم و اگر آن طور که من پیش‌بینی کردم آمار رشد اقتصادی و اشتغال ادامه یابد، تورم نیز به هدف اصلی یعنی نرخ 2 درصد می‌رسد، اما هر چه که اقتصاد به طرف وضعیت عادی حرکت می‌کند، این سوال پیش می‌آید که وضعیت طبیعی چیست؟

 

بحران مالی و رکود بزرگ بخش زیادی از ثروت ما را نابود کرد. در سطح کلی، ارزش خالص دارایی خانوارها در سال 2008 پس از بروز بحران بیش از 10 تریلیون دلار کاهش یافت و بیش از سه سال طول کشید تا این کمبود جبران شود. میزان تولید ناخالص داخلی حدود 4 درصد کاهش یافت و روند بهبود با شیب کمی آغاز شد، اما آیا پیامدهای بلندمدت بحران هنوز ادامه دارد؟ آیا اقتصاد وارد یک سطح تعادلی جدید با نرخ رشد بسیار پایین‌تر شده است؟  از جنگ جهانی دوم تا پایان دهه 90 میلادی اقتصاد آمریکا هر ساله 5/ 3 درصد رشد کرده است. این میزان بر‌ای دهه اول 2000 حدود 2/ 2 بوده است. متاسفانه پیش‌بینی که برای این نرخ از سوی دفتر بودجه کنگره برای سال‌های 2020 تا 2050 وجود دارد، 1/ 2 درصد است. این حداکثر رشد پایدار یا پتانسیل بالقوه رشد در این دوره خواهد بود. این به آن معنا است که اقتصاددانان پس از رکود بزرگ برآوردهای خود را برای رشد بالقوه هر ساله کاهش داده‌اند.

 

برای مثال در سال 2008، برآورد CBOبرای پتانسیل رشد در سال‌های 2008 تا 2013 به‌طور متوسط 5/ 2 درصد بود که بسیار بالاتر از نرخ محقق شده 5/ 1 درصدی این دوره بود. به‌طور مشابه شرکت‌کنندگان در FOMCنیز دیدگاه خود را برای رشد بلندمدت کاهش دادند. آنها در سال 2009 برآورد 5/ 2 تا 7/ 2 درصدی برای رشد اقتصادی آمریکا داشتند، اما در تحلیل اخیر خود این نرخ را به 8/ 1 تا 2/ 2 درصد کاهش دادند.  رشد بهره‌وری نیز در سال‌های اخیر کاهش قابل‌ملاحظه‌ای داشته، در حالی که متوسط نرخ رشد بهره‌وری پس از جنگ جهانی و در دهه 70 میلادی، 7/ 2 درصد بود و همچنین در سال‌های اوج رشد تکنولوژی -در میانه دهه 90 میلادی تا 2005- حدود 3 درصد بود، این رقم در یک دهه اخیر تنها کمی بیشتر از یک درصد بوده است.  سیاست پولی اگرچه نمی‌تواند بر رشد بلندمدت اقتصادی اثر بگذارد، اما می‌تواند بر توانایی اقتصاد در رسیدن به این هدف از طریق ثبات قیمت‌ها کمک کند. نرخ بهره واقعی تعادلی بلندمدت اقتصاد، سطحی است که قیمت‌ها ثبات یافته باشند و اشتغال کامل رخ داده باشد و این امر با رشد بلندمدت مصرف و بنابراین رشد اقتصاد مشخص می‌شود. ارزیابی من این است که نرخ بهره اسمی بلندمدت از 75/ 3 به 5/ 3 درصد کاهش می‌یابد که با پیش‌بینی رشد بلندمدت همخوانی دارد.

 

«خطرناک‌ترین نامزد تاریخ آمریکا»

لارنس سامرز، استاد دانشگاه هاروارد و وزیر پیشین خزانه داری آمریکا

 

هر روز اخباری مبنی بر تقویت گرایش ضدجهانی به گوش می‌رسد و خطر این است که افزایش ناامنی سبب پیروزی‌های بیشتر برای کشورهای بسته می‌شود. این بزرگ‌ترین خطر پیش روی جهان آزاد از زمان کمونیسم است و هیچ چیز بیش از مقابله با آن اهمیت ندارد. 23 ژوئن کشور انگلیس یک همه پرسی در مورد ماندن یا خروج از اتحادیه اروپا برگزار کرد. در تاریخ 8 نوامبر (18 آبان) هم آمریکا انتخابات ریاست جمهوری خود را برگزار خواهد کرد تا مشخص شود آیا «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور خواهد شد یا نه.  هر دو انتخابات از جهاتی دارای وجوه اشتراک هستند. در برگزیت شاهد بودیم، پوپولیست‌های عصبی مزاج و ملی‌گراها در برابر حکومت‌های سنتی قد علم کرده‌اند. در مورد انتخابات آمریکا هم نظرسنجی‌ها نشان داده است که نتیجه هنوز قطعی نیست و پیش بینی‌هایی از احتمال یک نتیجه رادیکال خبر می‌دهد.

 

به همان میزان که خطر خروج انگلیس از اتحادیه اروپا برای اقتصاد انگلیس عظیم است؛ به عقیده من خطر انتخاب شدن ترامپ به ریاست جمهوری آمریکا برای اقتصاد آمریکا و اقتصاد کل جهان بسیار خطرناک‌تر است. اگر ترامپ رئیس‌جمهوری شود می‌توان حدس زد که ظرف مدت 18 ماه یک رکود طولانی مدت آغاز خواهد شد. خسارت و ضرر و زیان این رکود نه فقط در داخل آمریکا، بلکه در خارج از مرزهای این کشور هم به وضوح احساس خواهد شد. دیدگاه‌هایی که تاکنون از سوی ترامپ در زمینه موضوعات مختلف سیاست جهانی و خارجی آمریکا بیان شده، نشان می‌دهد او تنها به یک اصل در سیاست خارجی آمریکا باور دارد و آن منافع ناشی از مداخلات آمریکا در بحران‌های بین‌المللی بر اقتصاد داخلی و رفاه شهروندان این کشور است. از منظر ترامپ همان گونه که بارها تاکید کرده است او به دنبال سیاست‌های هزینه زا در حوزه سیاست خارجی نخواهد رفت و این مساله می‌تواند آغاز دورانی جدید در سیاست انزوا طلبی آمریکا با مولفه‌های جدید و متناسب با دوره جدید باشد. کاسته شدن از اهمیت خاورمیانه برای آمریکا و عطف توجه واشنگتن به حوزه آسیا –اقیانوس آرام و دریای جنوبی چین از مولفه‌های سیاست امنیت ملی جدید آمریکا در دهه حاضر و به احتمال فراوان در دهه سوم قرن بیست و یکم خواهد بود.

 

این فرض بر پایه این استدلال‌ها است که نخستین آن، خطر بروز سیاست‌های نامعقول است. ترامپ احتمال قطع شدن 10 هزار میلیارد دلار کاهش مالیات را مطرح کرده است. این یعنی تهدید ثبات مالی آمریکا. بالا رفتن سقف بدهی‌ها در سال 2011 عامل اصلی سقوط 17 درصدی بازار بود. حال رئیس‌جمهوری که یک برنامه مالی بی منطق عرضه می‌کند و گشایشی به سمت بازسازی بدهی‌ها دارد می‌تواند در کوتاه‌مدت به اعتماد به نفس بازار لطمه بزند و در بلند مدت هم بر اعتبار کشور و هم بر محوریت دلار لطمه خواهد زد. ترامپ حتی در شعارهای انتخاباتی خود، تعهدات پیشین آمریکا در قالب توافق‌های بین‌المللی و چند جانبه همچون توافق سال گذشته پاریس بر سر کاهش گرمایش زمین یا «برنامه جامع اقدام مشترک» بین ایران و گروه 1+5 را به چالش کشیده و وعده لغو یا دست‌کم تغییر آنها را داده است. او اساسا در گرماگرم رقابت‌های انتخاباتی خود نیز به هیچ‌وجه به این سوال پاسخ نداده که با عواقب بر هم زدن توافق‌ها و تعهدات بین‌المللی چگونه برخورد خواهد کرد.

 

در یک اقتصاد جهانی که درون نوعی یکپارچگی جهانی تعریف شده، ملی گرایی اقتصادی ترامپ فوق العاده خطرناک است. در سال‌های اخیر، صادرات موتور محرک اقتصاد آمریکا بوده است. حال اگر آمریکا بیاید و دور تا دور مرزهای جنوبی‌اش را دیوار بکشد و تمام پیمان‌های تجاری را منسوخ اعلام کند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ واکنش دیگر کشورها چه خواهد بود؟  شکست پیمان مشارکت ترانس پاسیفیک (مشارکت دوسوی اقیانوس آرام)، کمترین ضرر و زیانی است که ریاست جمهوری ترامپ برای اقتصاد جهان به بار خواهد آورد. فعلا خروج از این پیمان برای آمریکا مستلزم مصوبه کنگره نیست.  اگر ترامپ رئیس‌جمهور شود و فقط نیمی از وعده‌هایی را که داده است، عملی سازد؛ یقینا بدترین جنگ تجاری را از زمان دوران «رکود» در تاریخ آمریکا ثبت خواهد کرد.

 

رشد و پیشرفت نیازمند یک محیط ژئوپلیتیک امن است. اینکه بیاییم و برای ژاپن و کره جنوبی تجویز کنیم که خودشان از خود دفاع کنند و وسعت عمل ناتو را هم کوچک کنیم به معنای این است که به چین و روسیه جسارت ببخشیم و به موازات آن سلاح‌های کشتار جمعی را گسترش دهیم، چون همزمان متحدان ما در پی آن هستند که خودکفا شوند. آیا در یک چنین فضایی سرمایه‌گذاری و تجارت شکوفا خواهد شد؟  خلق وخو و رویه استبدادی ترامپ و منش شخصیتی او مطمئنا خسارت سنگینی بر اعتماد به نفس در تجارت وارد می‌آورد. ترامپ وعده داده است که درسیاست خارجی، شکنجه را به‌عنوان ابزاری در سیاست خارجی به‌کار بندد؛ قوانین را تغییر دهد و تمام انتشاراتی را که باب طبع او نیستند، تعقیب قانونی و مجازات می‌کند. زمانی ماجرای واقعه «واترگیت» کشور را فلج کرد که فعالیت‌های غیر قانونی کارکنان حوزه ریاست جمهوری و سوء استفاده از قدرت مبنای وقوع آن بود، به کلی کشور را به هم ریخت. حال اگر ترامپ رئیس‌جمهوری شود و کنترل اف.بی.آی، سیا و سرویس درآمدهای داخلی (مالیاتی) آمریکا را برعهده بگیرد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟

 

اکنون وضعیت بلاتکلیفی به‌وجود آمده است. ایجاد فضای لازم برای اعتماد به نفس در تجارت، ارزان ترین محرک برای انرژی گرفتن دوباره بازار است. خلق فضایی که در آن سنت حاکمیت قانون نقض و دوام و قوام در سیاست نفی می‌شود؛ این بهترین شیوه ممکن برای خسارت زدن به اقتصاد آمریکاست؛ اقتصادی که اکنون شکننده است. حافظه تاریخ آمریکا به یاد ندارد حزبی نامزدی را برای ریاست جمهوری معرفی کند که تا این اندازه برای اقتصاد کشور خطرناک باشد. فعلا که تمام بازارهای اقتصادی احتمال رئیس‌جمهور شدن ترامپ را نازل می‌دانند. ما هم دعا می‌کنیم حق با آنها باشد.

منبع: روزنامه دنیای اقتصاد شماره 3893 مورخ دوشنبه، 3 آبان 1395



در مراسم امسال، علاوه بر «انجمن حسابداران رسمی خبره انگلستان (ACCA)»، «انجمن حسابداران مدیریت خبره انگلستان (CIMA)»، «انجمن حسابداران حرفه‎ای کانادا (CPA Canada)»، «انجمن حسابداران رسمی ایرلند (CPA Ireland)»، و «انجمن حسابداران مدیریت آمریکا (IMA)» نیز دیگر نامزدهای دریافت این جایزه معتبر بین‎المللی بودند.

 

به گزارش پایگاه اطلاع‎رسانی انجمن حسابداران خبره ایران، به نقل از انجمن حسابداران رسمی خبره انگلستان (ACCA)، در این مراسم که شامگاه گذشته (یکشنبه) در هتل Millennium Gloucester لندن، انگلستان به میزبانی مجله معتبر «حسابدار (The Accountant)» و «بولتن حسابداری بینالمللی (International Accounting Bulletin)» برگزار شد، آلن هاتفیلد، مدیر اجرایی استراتژی و توسعه ACCA پس از دریافت این جایزه معتبر بین‎المللی آن را به همه اعضای این انجمن حرفه‎ای در سرتاسر جهان تقدیم کرد.

هاتفید در سخنرانی کوتاه خود پس از دریافت این جایزه گفت: من بسیار مفتخرم که به نمایندگی از یکایک اعضای ACCAاین جایزه را دریافت می‎کنم، زیرا این جایزه مهر تاییدی بر درستی کار گستردهای است که کارکنان، اعضاء و دانشجویان ما در سرتاسر جهان انجام می‎دهند.

 

گفتنی است، «انجمن حسابداران رسمی خبره انگلستان (ACCA)» هم اکنون با داشتن بیش از 668.000 عضو و دانشجو (188.000 عضو و 480.000 دانشجو) از 178 کشور جهان یکی از قدرتمندترین و تاثیرگذارترین نهادهای حرفه‎ای بین‎المللی به شمار می‎آید. شبکه گسترده این انجمن در سرتاسر جهان شامل 100 دفتر و مرکز و بیش از 7.110 کارمند مجاز که به توسعه این انجمن در سطح بین‎المللی کمک می‎کنند.

 

لازم به ذکر است، در حال حاضر، بر مبنای اطلاعات موجود در «سامانه جستجوی مراکز آموزشی مورد تایید ACCA  در سرتاسر جهان»، «مرکز آموزش حسابداران خبره (PACT)» (وابسته به انجمن حسابداران خبره ایران) به عنوان تنها مرکز آموزشی مورد تایید ACCA  در ایران معرفی شده است.

مطابق این اینفوگرافیک، انجمن حسابداران رسمی آمریکا (AICPA) در حال حاضر 412.000 عضو دارد و از هر زمان دیگری در تاریخ این انجمن حرفه‎ای، از حیث شمار اعضاء، بزرگتر است. در این اینفوگرافیک، بر راهبرد این انجمن مبنی بر تنوع‎بخشی به اعضاء (از زمینه‎های شغلی مختلف حسابداری- علاوه بر حسابداری عمومی) تاکید شده است.

 

به گزارش پایگاه اطلاع‎رسانی انجمن حسابداران خبره ایران، در مقدمه اینفوگرافیک منتشر شده از سوی انجمن حسابداران رسمی آمریکا (AICPA) می‎خوانیم: همچنان که انجمن حسابداران رسمی آمریکا (AICPA) به راه تکاملبخشی به حرفه حسابداری ادامه می‎دهد، ما در حال حفظ پایندگی، ربط‎پذیری، و چالاکی انجمن برای آینده هستیم. ما به ارتقاء، محافظت، و رشد "حسابداران رسمی" پایبندیم و به اعضای انجمن در پرداختن به موضوعات حسابداری کمک می‎کنیم. در نمودارهای زیر، خلاصه‎ای اجمالی از جایگاه فعلی و آن چه انجمن در پیشرو دارد، ارائه شده است.

 

مقاطع تحصیلی مختلف حسابداری

نخستین بخش این اینفوگرافیک به ارائه نمایی کلی از تحصیلات حسابداری در آمریکا اختصاص دارد. مطابق اطلاعات این بخش، هم اکنون، ثبت‎نام در مقاطع تحصیلی مختلف حسابداری در آمریکا در بالاترین حدّ آن تا به حال است. در سال تحصیلی 2014-2013 مجموعاً 253.000 دانشجو در سطوح مختلف دانشگاهی ثبت‎نام‎کردهاند. این مقدار نسبت به سال تحصیلی 2012-2011 با 5% افزایش همراه بوده است. همچنین، در سال 2014 مجموعاً 82.000 دانشجوی حسابداری در مقاطع مختلف دانشگاهی دانش‎آموخته شده‎اند که نسبت به سال 2008 بیش از 23% افزایش یافته است.

 

انجمنی بزرگتر از همیشه

در سال 2016، شمار اعضای این انجمن حرفه‎ای به 412.000 عضو رسیده است که نشاندهنده بیشترین شمار اعضاء در تاریخ این انجمن است.

 

ارزش حسابداران رسمی برای سازمانها

مطابق این اینفوگرافیک، ارزش حسابداران رسمی برای سازمان‎ها در حال افزایش است. بر مبنای تحقیق انجام‎شده توسط انجمن در سال 2015 با عنوان «AICPA brand research2015»، حدود 88% از تصمیم‎گیرندگان کلیدی اظهار داشته‎اند که حسابداران رسمی را برای سازمان‎های خود ارزشمند می‎دانند. این درصد نسبت به سال 2013 نشان‎دهنده 9% افزایش است.

همچنین، 84% از تصمیم‎گیرندگان کلیدی اعلام کرده‎اند که به کار انجام‎شده توسط یک حسابدار رسمی بیشتر از کار انجام‎شده توسط سایر افراد اعتماد دارند.

 

حرفه در حال متصل‎ترشدن، پیچیده‎تر شدن، و تخصصی‎ترشدن است

بر مبنای یافته‎های یکی دیگر از تحقیقات این انجمن که به صورت مشترک با انجمن حسابداران مدیریت خبره (CIMA) انجام شده است، بیش از 65% پاسخ‎دهندگان سطح C این تحقیق از سازمان‎های خود گزارش کرده‎اند که کارکرد تامین مالی در حال تکامل یافتن به یک نقش راهبردی‎تر است.

 

همچنین، برمبنای یکی دیگر تحقیقات این انجمن اعلام شده است، تا سال 2017، 80% از شرکت‎های کوچک و متوسط (SMEs) درآمدهای بین‎المللی خواهند داشت.

 

راهبرد تنوع‎بخشی به اعضای AICPA

در بخش پایانی این اینفوگرافیک آمده است، AICPA یک حرفه‎ به سرعت در حال متنوع‎ترشدن را نمایندگی می‎کند که به کسب‎وکارهایی در اندازه‎های مختلف خدمت‎رسانی می‎کند. مطابق یکی دیگر از تحقیقات انجمن، 84% حسابداران رسمی معتقدند AICPA باید اعضای متنوعی را نمایندگی کند، نه فقط این که نماینده افرادی باشد که در حسابداری عمومی کار می‎کنند. در این بخش اعلام شده است، حدود 40% از اعضای AICPA در حسابداری مدیریت کار می‎کنند.

 

علاقه‎مندان می‎توانند فایل pdf این اینفوگرافیک با عنوان strength of the profession را از وبگاه انجمن حسابداران رسمی آمریکا (AICPA) دریافت کنند. انتشار ترجمه  فارسی این اینفوگرافیک نیز به نقل از پایگاه اطلاعرسانی انجمن حسابداران خبره ایران بلامانع است.

«استانداردهای بینالمللی کار حرفهای حسابرسی داخلی» (تجدیدنظرشده 2017) که شنبه هفته جاری از سوی هیئت استانداردهای بینالمللی حسابرسی داخلی منتشر شد از یکم ژانویه 2017 در سرتاسر جهان لازم‎الاجراء خواهد بود.

 

به گزارش پایگاه اطلاع‎رسانی انجمن حسابداران خبره ایران، تغییرات پیشنهادی «هیئت استانداردهای بینالمللی حسابرسی داخلی (IIASB)» نسبت به ویرایش 2013 «استانداردهای بین‎المللی کار حرفه‎ای حسابرسی داخلی» از 1 فوریه 2016 تا 30 آوریل 2016 به نظرخواهی عمومی گذاشته شده بود. در این دوره، اشخاص حقیقی و حقوقی متعددی از سرتاسر جهان در این نظرخواهی عمومی مشارکت کرده بودند که گزارش کامل آن در وبگاه انجمن حسابرسان داخلی، صفحه نظرخواهی عمومی استانداردهای 2016 در دسترس علاقه‎مندان است.

 

«استانداردهای بین‎المللی کار حرفه‎ای حسابرسی داخلی» (تجدیدنظرشده 2017)، شنبه هفته جاری، یکم اکتبر 2016، پس از بررسی و تصویب در «شورای نظارتی چارچوب بین‎المللی کار حرفه‎ای (IPPFOC)» از سوی «هیئت استانداردهای بینالمللی حسابرسی داخلی (IIASB)» به صورت عمومی منتشر شد. این استانداردها از یکم ژانویه 2017 در سرتاسر جهان لازمالاجراء خواهد بود و جایگزین ویرایش 2013 آن خواهد شد.

 

دریافت متن کامل «استانداردهای بینالمللی کار حرفهای حسابرسی داخلی» (تجدیدنظرشده 2017)

علاقه‎مندان می‎توانند فایل الکترونیکی (pdf) این استانداردها را هم به صورت «ویرایش ساده» و هم به صورت «ویرایش علامت‎گذاری‎شده» (که در آن تغییرات استانداردها نسبت ویرایش 2013 با مارکر زرد مشخص شده است) از وبگاه «انجمن حسابرسان داخلی (IIA)» دریافت کنند.

 

«آن چه شما باید اکنون درباره استانداردهای تجدیدنظرشده بدانید»

وبینار رایگانانجمن حسابرسان داخلی

«انجمن حسابرسان داخلی (IIA)» به همین مناسبت در روز چهارشنبه، 12 اکتبر 2016 (همزمان با 21 مهر 1395) وبیناری (سمینار در بستر وب) را با عنوان «آن چه شما باید اکنون درباره استانداردهای تجدیدنظرشده بدانید» برگزار خواهد کرد که ثبت‎نام و حضور مجازی در آن برای همه علاقه‎مندان از سرتاسر جهان به صورت رایگان امکان‎پذیر است. علاقه‎مندان استفاده از این وبینار باید ابتدا فرم عضویت در وبگاه این انجمن را تکمیل کنند (به صورت رایگان) و پس از ورود به وبگاه انجمن نسبت به ثبت‎نام در وبینار مذکور اقدام کنند.



 

چارچوب بین‎المللی کار حرفه‎ای (IPPF)

ضابطه‌گذاری «انجمن حسابرسان داخلی (IIA)» برای کار حسابرسی داخلی در سرتاسر جهان در دو سطح زیر انجام می‌شود:

1) رهنمود الزامي (Mandatory Guidance) شامل:

2) رهنمود پیشنهادی (Recommended Guidance) شامل:

 

این دو سطح ضابطه‎گذاری، «چارچوب بین‌المللی کار حرفه‌ای (IPPF)» انجمن حسابرسان داخلی را را تشکیل می‌دهند (دریافت بروشور).

«وِین آپتون» (Wayne Upton) از اعضای اسبق هیئت استانداردهای حسابداری مالی (FASB)، و از بنیانگذاران هیئت استانداردهای بینالمللی حسابداری (IASB) که از سال 2011 ریاست کمیته تفسیرهای استانداردهای بینالمللی گزارشگری مالی (IFRS) را برعهده داشت؛ دوشنبه هفته جاری به طور ناگهانی در سن 66 سالگی درگذشت.



 

به گزارش پایگاه اطلاع‎رسانی انجمن حسابداران خبره ایران، کارکنان و هیئت امنای بنیاد IFRSو هیئت استانداردهای بینالمللی حسابداری (IASB)، مراتب تأثر عمیق خود را از درگذشت ناگهانی «وِین آپتون (Wayne Upton)» مدیر فعالیت‎های بین‎المللی IASBو رئیس کمیته تفسیرهای استانداردهای بین‎المللی گزارشگری مالی ابراز داشته‎اند.

 

همکاری با بنیاد IFRS

زنده‎یاد وِین آپتون در ژوئن 2001، در پی انجام خدمات فنّی متنوع، به عنوان مدیر پژوهشی به IASBپیوست. وی در آوریل 2008 نیز به سمت مدیر فعالیتهای بینالمللی این هیئت منصوب شد و در این جایگاه تاثیرگذار نقش بسیار بااهمیتی را در حمایت از کشورهای مختلف سرتاسر جهان برای گذار به IFRSایفا کرد.

وِین آپتون از ژوئن 2011 به سمت ریاست کمیته تفسیرهای استانداردهای بینالمللی گزارشگری مالی (نهاد تفسیرکننده بنیاد IFRS) منصوب شده بود؛ و همچنین، ریاست گروه اقتصادهای نوظهور و هماهنگ‎کننده گروه مشورتی تامین مالی اسلامی را نیز بر عهده داشت.

 

پیام تسلیت رئیس IASB

هانس هوگرورست، رئیس هیئت استانداردهای بینالمللی حسابداری (IASB)، در بیانیه‎ای به مناسبت درگذشت وِین آپتون گفت:

«وِین حقیقتاً یکی از پدران بنیانگذار IASBبود، و از همان آغاز در کنار این سازمان حضور داشت. وی هم در سازمان ما و هم به طور کلی در استانداردگذاری مشارکت‎های چشم‎گیری داشت. همگی ما به دلیل درگذشت یک دوست و همکار خوب عمیقاً غمگین هستیم. فکر ما پیش خانواده او است.»

 

خلاصه زندگی‎نامه

وِین آپتون را در آمریکا با القاب «جنتلمن ریشو» و «مرد بین‎المللی حرفه» می‎شناختند. 27 ژوئن 1950 در شهر نورفک، ایالت ویرجینیا، ایالات متحده آمریکا چشم به جهان گشود. دوران کودکی خود را کانزاس و کلورادو گذراند. تحصیلات خود را در دبیرستان لیتلتون و کالج ریجس در شهر دِنوِر گذراند. با همسرش، باربارا (وکیل دادگستری)، در کالج ریجس آشنا شد و در سال 1972 با وی ازدواج کرد. تا سال 1984 به عنوان حسابدار رسمی (CPA) در موسسات حسابرسی واقع در ایالت دنور کار می‎کرد، تا این که به «هیئت استانداردهای حسابداری مالی (FASB)» پیوست و به همراه خانواده‎اش به ایالت کنتیکت نقل مکان کرد. پس از 17 سال زندگی حرفه‎ای پربار در FASB، در سال 2001، به عنوان یکی از بنیانگذاران IASBبه جمع کارکنان این هیئت در لندن پیوست. او به واقع یکی از قهرمانان گمنام استانداردگذاری حسابداری بود و در دوران‎های مختلف وظیفه رهبری کارکنان فنی IASB، کمیته تفسیرهای IFRS، گروه اقتصادهای نوظهور، هماهنگ‎کنندهگروه مشورتی تامین مالی اسلامی، و ابتکارهای بی‎شمار دیگری را بر عهده داشت که همگی آنها نقشی انکارناپذیر در موفقیت IASBداشتند. وِین آپتون نقش بسیار برجسته‎ای در کمک به اقتصادهای مهم آسیا برای گذار به IFRSایفا کرد، و در مذاکرات IASBبا ایالات متحده آمریکا نیز نقشی تاثیرگذار داشت.

 

وی در بسیاری از کنفرانس‎های IFRSدر سرتاسر جهان به ایراد سخنرانی پرداخت و مقالات پرشماری نیز از او در موضوعات مختلف حسابداری در مجلات معتبر جهان منتشر شد. وی همچنین وظیفه نوشتن سه گزارش ویژه FASBرا نیز بر عهده داشته است.

 

منابع:

  1. Statement on the passing of Wayne Upton, Sep. 14, 2016, IFRS Foundation.
  2. Non-Voting Chairman of the IFRS Interpretations Committee, Wayne Upton, Appointed: June 2011, IFRS Foundation.
  3. Wayne Upton Jr., Obituary, Published in Connecticut Post on Sept. 15, 2016


«انجمن حسابداران مدیریت (آمریکا)» (IMA) در تولید تیزر تلویزیونی کمپین تبلیغاتی خود برای ترویج گواهینامه حرفهای «حسابدار مدیریت خبره» (CMA) که از دوشنبه هفته جاری به مدت یک هفته راه‎اندازی کرده است از موضوع عجیب، نامتعارف و در عین حال خلاقانه "خالکوبی (Tattoo)" استفاده کرد.

 

تقریبا همه حسابداران جهان نام «انجمن حسابداران مدیریت (آمریکا)» (IMA) را شنیدهاند. این انجمن چند سالی است که نام خود را با حفظ همان نام اختصاری  IMAبه «انجمن حسابداران و حرفهایهای مالی شاغل در کسبوکار» تغییر داده است (دریافت گزارش سالانه 2015).

 

گواهینامه حرفهای «حسابدار مدیریت خبره» (CMA) که توسط این انجمن بر مبنای سابقه کار حرفهای  و موفقیت در آزمون کتبی تخصصی به متقاضیان اعطا میشود، یکی از معتبرترین گواهینامههای حرفهای حسابداران است که تا کنون تنها 80 هزار نفر از سرتاسر جهان موفق به دریافت آن شده اند.

 

این انجمن از دوشنبه هفته جاری (12 سپتامبر 2016) اقدام به راهاندازی یک کمپین تبلیغاتی گسترده در کانالهای تلویزیونی آمریکا (به مدت یک هفته) برای ترویج گواهینامه حرفهای «حسابدار مدیریت خبره» (CMA) کرده است که موضوع آن (به ویژه در فرهنگ کشور ما) بسیار عجیب و نامتعارف به نظر می رسد.

 

طبق اعلام این انجمن، تحقیقات نشان می دهد 40 درصد از افراد (احتمالا "آمریکایی") بین 26 تا 40 سال حداقل یک تتو (خالکوبی) بر روی بدن خود دارند! و 43 درصد از این افراد فکر میکنند که داشتن "معنای شخصی" مهمترین فاکتور برای یک نقش تتوی منحصر بهفرد و جذاب است. سناریوی تیزر تلویزیونی کمپین تبلیغاتی این انجمن، با ایده گرفتن از یافته فوق، بدین ترتیب تنظیم شده است که: چهار همکار "حسابدار مدیریت" برای حک کردن خالکوبی (تتو) بر روی بدن خود در مکان مربوط حضور دارند. سه نفر از این افراد با تردید همراه با ترس در حال نظاره حک شدن نقش تتو بر روی پوست پشت همکار چهارم (که جوانی خوشتیپ و جسور به نظر می رسد) هستند. هنگامی که نقش تتو بر پشت این جوان تکمیل میشود، ترس و تردید از چهره آن سه حسابدار دیگر محو میشود و در ادامه شاهدیم که این سه نفر برای انجام این کار از یکدیگر پیشی میگیرند.

 

ایده این تیزر تبلیغاتی هرچند در فرهنگ ما متعارف و حتی جالب به نظر نمیرسد، ولی با در نظر فرهنگ جامعه هدف آن (آمریکاییهای بالغ بین 26 تا 40 سال) بسیار هوشمندانه طراحی و اجراء شده است. در این سناریو با هوشمندی تمام چنین القاء میشود که گرفتن "گواهینامه حرفهای" (در اینجا CMA) همچون حک شدن یک نقش خالکوبی (تتو) بر بدن فرد، وی را تا آخر عمر از دیگر همپیشگان خود متمایز میکند.

مجله اکانتینگ تودی (Accounting Today)، مطابق روال سال‎های گذشته، فهرست «یکصد فرد بانفوذ حسابداری» در ایالات متحده آمریکا را برای سال جاری میلادی (2016) منتشر کرد. در فهرست امسال، نام 31 زن و 69 مرد از رهبران انجمن‎های حرفه‎ای، سازمان‎های دولتی، موسسات حسابداری، مشاوره‎ای، و نرم‎افزاری، و دیگر زمینه‎های حرفه‎ای به چشم می‎خورد.

به گزارش پایگاه اطلاع‎رسانی انجمن حسابداران خبره ایران، در فهرست «یکصد فرد بانفوذ حسابداری (آمریکا) در سال 2016» که سپتامبر 2016 از سوی مجله اکانتینگ تودی (Accounting Today) منتشر شده است نام 31 زن و 69 مرد از بانفوذترین افراد حرفه‎ای حسابداری ایالات متحده آمریکا به چشم می‎خورد. در گزارش امسال نیز همچون سال گذشته، بر مبنای رای‎گیری انجام‎شده از بین 125 کاندیداهای نخست این فهرست، Barry Melancon رئیس و مدیرعامل «انجمن حسابداران رسمی آمریکا (AICPA)» مجدداً به عنوان بانفوذترین فرد حسابداری آمریکا انتخاب شد. ده فرد نخست این فهرست به ترتیب تعداد آراء به شرح زیر اعلام شده‎اند:

  1. Barry Melancon رئیس و مدیرعامل «انجمن حسابداران رسمی آمریکا (AICPA)» (با 66 رای)
  2. Tom Hoodمدیرعامل و عضو اجرایی هیئت مدیره «انجمن حسابداران رسمی ایالت مریلند (MACPA)» (با 26 رای)
  3. Mary Jo White رئیس «کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC)» (با 16 رای)
  4. Russell Golden رئیس «هیئت استانداردهای حسابداری مالی (FASB)» (با 14 رای)
  5. Ron Baker بنیانگذار «VeraSage Institute» (با 12 رای)
  6. Mark Koziel معاون خدمات موسسات و اتحادیه جهانی «انجمن حسابداران رسمی آمریکا (AICPA)» (با 12 رای)
  7. Brad Smith رئیس و مدیرعامل «شرکت نرم‎افزاری Intuit» (با 10 رای)
  8. Rod Drury بنیانگذار «شرکت نرم‎افزاری Xero» (با 9 رای)
  9. Allan Koltin مدیرعامل «گروه مشاوره Koltin» (با 8 رای)
  10. Jennifer Wilson بنیانگذار و مالک «موسسه مشاوره ConvergenceCoaching» (با 8 رای)



 

بانفوذترین سازمان‎های حسابداری آمریکا
بر مبنای بررسی تحلیلی انجام‎شده توسط پایگاه اطلاعرسانی انجمن حسابداران خبره ایران، در بین شرکت‎ها و سازمان‎های محل خدمت این یکصد فرد، «انجمن حسابداران رسمی آمریکا (AICPA)» با داشتن 6 نفر در این فهرست، در جایگاه نخست قرار دارد، و از این حیث با نفوذترین سازمان حسابداری آمریکا به شمار می‎آید. پس از AICPA، «هیئت نظارت بر حسابداری شرکت‎های عام (PCAOB)» با 4 نفر، و «شرکت مشاوره‎ای بومر (Boomer Consulting Inc)» با 3 نفر در جایگاه‎های بعدی قرار دارند.

 

تحلیل جمعیت‎شناختی
مطابق بررسی‎های یادشده، از بین افراد این فهرست یکصدنفره، 47 نفر دارای مدرک کارشناسی، 38 نفر دارای مدرک کارشناسی ارشد، و تنها 15 نفر دارای مدرک دکتری هستند. همچنین، فقط سال تولد (سن) 79 نفر از این یکصدنفر اعلام شده است. بر این اساس، مسن‎ترین فرد از بین این افراد John Koskinen، رئیس کل سازمان امور مالیاتی ایالات متحده آمریکا، با 77 سال سن (متولد 1939)؛ و جوان‎ترین فرد Sarah Johnson Dobekبنیانگذار و رئیس موسسه حسابداری و خدمات مشاوره Inovautusبا 35 سال سن (متولد 1981) هستند. گفتنی است، میانگین سن 79 نفر مذکور حدود 55 سال و 9 ماه است.



 

بر مبنای اطلاعات ارائه‎شده در زندگینامه این افراد، 93 نفر از آنان متولد ایالات متحده آمریکا و 7 نفر دیگر از آنان نیز متولد آلمان (2 نفر)، هند (2 نفر)، هلند، آفریقای جنوبی، و اریتره (هر کدام یک نفر) هستند. ضمن این که، 83 نفر از این افراد ازدواج کرده‎اند و میانگین تعداد فرزندانشان نیز حدود 2.38 فرزند است. در این بین، Timothy Ryan، رئیس هیئت مدیره و شریک ارشد PwCبا 6 فرزند در صدر این فهرست قرار دارد.

 

بانفوذترین زنان حسابداری آمریکا

از جمله مشهورترین زنانی که نام آنان در فهرست «یکصد انسان بانفوذ در حسابداری (آمریکا) در سال 2016» به چشم می‎خورد می‎توان افراد زیر را نام برد:

  • Olivia Kirtleyرئیس «فدراسیون بین‎المللی حسابداران (IFAC
  • Mary Jo Whiteرئیس «کمیسیون بورس و اوراق بهادار (SEC
  • Terri Polleyرئیس و مدیرعامل «بنیاد حسابداری مالی (FAF
  • Candace Wrightرئیس «شورای شرکت‎های خصوصی (PCC)» هیئت استانداردهای حسابداری مالی (FASB)
  • Jeanette Franzelعضو«هیئت نظارت بر حسابداری شرکتهای عام (PCAOB
  • Jean Rogersبنیانگذار و مدیرعامل «هیئت استانداردهای حسابداری پایندگی (SASB
  • Kimberly Ellison-Taylorنایب رئیس هیئت مدیره «انجمن حسابداران رسمی آمریکا (AICPA
  • Arleen Thomasمعاون ارشد حسابداری مدیریت و بازارهای جهانی «انجمن حسابداران رسمی آمریکا (AICPA
  • Joanne Barryعضو اجرایی هیئت مدیره و مدیر عامل «جامعه حسابداران رسمی ایالت نیویورک (NYSSCPA
  • Jina Etienneرئیس و مدیرعامل «انجمن ملّی حسابداران سیاه‎پوست (NABA
  • Sandy Johnsonرئیس «کنفرانس ملّی حسابداران رسمی شاغل (NCCPAP
  • Lauren Clemmerعضو اجرایی هیئت مدیره «انجمن بازاریابی حسابداری (AAM
  • Lynne Doughtieرئیس و مدیرعامل «کی‎پی‎ام‎جی (KPMG)» (چهارمین موسسه بزرگ حسابداران رسمی جهان)
  • Cathy Engelbertمدیرعامل «دیلویت (Deloitte)» (نخستین موسسه بزرگ حسابداران رسمی جهان)
  • Cindy Fornelliعضو اجرایی هیئت مدیره «مرکز کیفیت حسابرسی (Center for Audit Quality
  • Amy Vetterنایب رئیس جهانی آموزش و رئیس حسابداری شعبه ایالات متحده آمریکای شرکت نرم‎افزاری Xero
  • متن کامل گزارش «یکصد فرد بانفوذ حسابداری (آمریکا) در سال 2016» در این پیوند در دسترس علاقه‎مندان است.
     

بانفوذترین مردان حسابداری آمریکا

از جمله مشهورترین مردانی که نام آنان در فهرست «یکصد انسان بانفوذ در حسابداری (آمریکا) در سال 2016» به چشم می‎خورد می‎توان افراد زیر را نام برد:

  • John Koskinenرئیس کل «سازمان امور مالیاتی ایالات متحده آمریکا (IRS
  • Barry Melanconرئیس و مدیرعامل «انجمن حسابداران رسمی آمریکا (AICPA
  • Jeff Thomsonرئیس و مدیرعامل «انجمن حسابداران مدیریت (IMA
  • Ed Karlمعاون امور مالیاتی «انجمن حسابداران رسمی آمریکا (AICPA
  • Mark Kozielمعاون خدمات موسسات و اتحادیه جهانی «انجمن حسابداران رسمی آمریکا (AICPA
  • Carl Petersonمعاون منافع موسسات کوچک «انجمن حسابداران رسمی آمریکا (AICPA
  • Hans Hoogervorstرئیس «هیئت استانداردهای بین‎المللی حسابداری (IASB
  • Russell Goldenرئیس «هیئت استانداردهای حسابداری مالی (FASB
  • David Vaudtرئیس «هیئت استانداردهای حسابداری دولتی (GASB
  • James Dotyرئیس«هیئت نظارت بر حسابداری شرکتهای عام (PCAOB
  • Lewis Fergusonعضو«هیئت نظارت بر حسابداری شرکتهای عام (PCAOB
  • Jay Hansonعضو«هیئت نظارت بر حسابداری شرکتهای عام (PCAOB
  • Ken Bishopرئیس و مدیرعامل «انجمن ملّی هیئت‎های ایالتی حسابداری (NASBA
  • Todd Shapiroرئیس و مدیرعامل «جامعه حسابداران رسمی ایالت ایلینوی (ICPAS
  • Gary Bolingerرئیس و مدیرعامل «جامعه حسابداران رسمی ایالت ایندیانا (Indiana CPA Society
  • Tom Hoodمدیرعامل و عضو اجرایی هیئت مدیره «انجمن حسابداران رسمی ایالت مریلند (MACPA
  • Ralph Thomasمدیرعامل و عضو اجرایی هیئت مدیره «جامعه حسابداران رسمی ایالت نیوجرزی (NJCPA
  • Timothy Ryanرئیس هیئت مدیره و شریک ارشد «پرایس واتر هاوس کوپرز (PwC)» (دومین موسسه بزرگ حسابداران رسمی جهان)
  • Stephen Howeمدیر/شریک «ارنست اند یانگ» (سومین موسسه بزرگ حسابداران رسمی جهان)
  • J. Michael McGuireمدیرعامل «گرنت تورنتون (Grant Thornton)» (پنجمین موسسه بزرگ حسابداران رسمی جهان)
  • Wayne Bersonمدیرعامل «بی‎دی‎او ایالات متحده آمریکا (BDO USA)» (از موسسات بزرگ حسابداران رسمی جهان)
  • Joe Adamsمدیرعامل «آراس‎ام ایالات متحده (RSM US)» (از موسسات بزرگ حسابداران رسمی جهان)
  • Erik Asgeirssonمدیرعامل CPA.com
  • René Lacerteبنیانگذار و مدیرعامل «شرکت بیل دات کام (Bill.com
  • Russell Fujiokaرئیس شعبه ایالات متحده آمریکای شرکت نرمافزاری Xero
  • Paul Caronناشر و سردبیر TaxProf Blog
  • متن کامل گزارش «یکصد فرد بانفوذ حسابداری (آمریکا) در سال 2016» در این پیوند در دسترس علاقه‎مندان است.

سازمان آگهی های
وبگاه انجمن :
۸۲ ۹۹ ۶۵ ۸۸
۸۳ ۹۹ ۶۵ ۸۸
۸۴ ۹۹ ۶۵ ۸۸
۸۵ ۹۹ ۶۵ ۸۸
ads@iica.ir
اطلاعات بیشتر